محمد مهدى ملايرى

399

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

محدودى كه صدها بار به طرق گوناگون و با پس‌وپيش كردن كلمات و پيچ‌وخم دادن عبارات به وسيلهء نويسندگان گذشته بيان شده بود بسيار غنى مىنمود ، ولى براى بيان مطالب نو و مضامين تازه يا براى نقل مطالبى بىسابقه از زبان ديگر با اسلوبى ساده و مستقيم نارسا بود . براى ترجمهء مطلبى از زبانى به زبان ديگر به خصوص اگر آن مطلب علمى باشد و از زبانى صريح و روشن ترجمه شود مىبايستى واژه‌هاى برگزيده درست منطبق بر معنى مقصود و پيوند كلمات صريح و روشن و ساختمان عبارت محكم و استوار باشد ، و چنين ترجمه‌اى با اسلوبى كه در آن دوره در زبان عربى رواج داشت سازگار نبود ؛ از اينرو مترجمان اين دوره كه يا خارجيانى بودند كه زبان عربى آموخته يا اعرابى بودند كه با يكى از زبانهاى فرانسه و انگليسى آشنا شده بودند سبكى ساده و بىپيرايه برگزيدند . شايد اين سبك تازه به مذاق كسانىكه با آن روش پرتكلّف خو كرده بودند در آغاز بىمزه و نامطبوع مىنمود و آن را اديبانه نمىشمردند ، ولى ضرورت زندگى مجالى به ذوقهاى منحرف نداد و همان سبك ساده به تدريج راه خود را باز كرد و آغاز تحولى در زبان عربى گرديد ، و طولى نكشيد كه روزنامه‌ها و مجلات عربى نيز كه بيشتر آنها از مطبوعات خارجى مايه مىگرفتند و پيدايش همهء آنها زاييدهء فرهنگ اروپايى بود رو به فزونى نهاد ، و با پيدا شدن احزاب و دسته‌هاى سياسى كه پيشوايان آنها براى فهماندن مطالب خود به ناچار نطقها و خطابه‌هاى خود را با همين شيوهء ساده ايراد مىكردند گام ديگرى در تعميم اين روش برداشته شد ، و روش ساختگى قديم متروك ماند ، و سپس در دست نويسندگان توانا و پرمايه‌اى كه بعدا بوجود آمدند ، زبان عربى رفته‌رفته نيروى از دست دادهء خود را به دست آورد و آب رفته‌اش به جوى باز آمد . اين نخستين تحولى بود كه تحت تأثير زبان و فرهنگ اروپايى در زبان عربى روى داد ؛ ولى در اين دوره به مقتضاى زمان از حدود سبك انشاى و نويسندگى تجاوز نكرد ، و دربارهء دشوارى خط يا پيچيدگى قواعد صرف و نحو يا مسايل ديگرى كه بعدا مطرح گرديد صحبتى نبود .